غزل شمارهٔ ۹۴۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دُرد دردش چو صاف درمان نوش
۲
نوش کن جام می فراوان نوش
۳
جرعه ای دُرد درد اگر یابی
۴
شادی روی دردمندان نوش
۵
نوش نوش و خموش خوش می باش
۶
آشکارا مکن به پنهان نوش
۷
می ما مستی دگر دارد
۸
عاشقانه بیا چو مستان نوش
۹
نه شراب حرام می گویم
۱۰
می پاک حلال جانان نوش
۱۱
می خمخانهٔ محبت او
۱۲
با حریفان و باده نوشان نوش
۱۳
نعمت الله ماست ساقی ما
۱۴
جام گیتی نما چو رندان نوش
