غزل شمارهٔ ۹۶۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دل به دلبر دادم و جان بر سرش
۲
یافتم صد جان و جانان بر سرش
۳
لطف او بخشید ما را از کرم
۴
جنت جاوید و حوران بر سرش
۵
دست جانان گیر اگر دستت دهد
۶
سر به پای او بنه جان بر سرش
۷
عقل بی درد است و درد سر دهد
۸
دردسر بگذار و درمان بر سرش
۹
کفر زلفش دین ما بر باد داد
۱۰
می رود اسلام و ایمان بر سرش
۱۱
می فراوان می دهد ساقی به ما
۱۲
بعد از آن نقل فراوان بر سرش
۱۳
در ولایت حکم ما سید نوشت
۱۴
مهر آل و نام سلطان بر سرش
