غزل شمارهٔ ۹۶۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
غلغلهٔ عاشقان مجلس کوی غمش
۲
سلسلهٔ اهل دل حلقهٔ موی غمش
۳
در خم چوگان غم دل شده غلطان به سر
۴
شادی آن سر که او گردد و کوی غمش
۵
این دل مسکین من خرم و دلشاد شد
۶
تا به مشامم رسید شمهٔ بوی غمش
۷
مست می غم شدم شادی مستان غم
۸
میل ندارم به هیچ جز که به سوی غمش
۹
گفت من و گوی او راحت قلب حزین
۱۰
جست دل و جوی جان دیدن روی غمش
۱۱
بی سر و بی پا منم همدم رندان غم
۱۲
سرخوشم و می روم بر سر کوی غمش
۱۳
درد غم و درد او آمده درمان ما
۱۴
سید ما شد به جان بندهٔ خوی غمش
