غزل شمارهٔ ۹۸۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گوید سخن آن نازنین نیمی شکر نیمی نمک
۲
ریزد ز لعل شکرین نیمی شکر نیمی نمک
۳
با آن دهان تنگ او انگشتری نسبت مکن
۴
خاتم کجا دارد نگین نیمی شکر نیمی نمک
۵
دارد تمنای لبت جان من و دل نیز هم
۶
زان شد به چشم آن و این نیمی شکر نیمی نمک
۷
مهمانم آن کان نمک چون دید عذرم خواست گفت
۸
صدخوان کشم پیشت ازین نیمی شکر نیمی نمک
۹
سید اگر گوید سخن در مصر و هندوستان کنند
۱۰
بر طبع او صد آفرین نیمی شکر نیمی نمک
