غزل شمارهٔ ۹۹۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
سخن نازکان بود نازک
۲
گفتهٔ گنده نشنود نازک
۳
دیدهٔ ما به عشق دیدن او
۴
به چپ و راست می رود نازک
۵
هر که با نازکان به سر آرد
۶
گر چه باشد گران بود نازک
۷
عقل گوید سخن ولی گنده
۸
به چنان کنده نگرود نازک
۹
نقش رویش خیال می بندم
۱۰
در نظر آید و رود نازک
۱۱
هر که تخم محبتی کارد
۱۲
به یقینم که بدرَوَد نازک
۱۳
گفته سید است خوش خواند
۱۴
نازنینی که او بود نازک
