Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۰۷۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلا تو شهد منه در دهان رنجوران
۲
حدیث چشم مگو با جماعت کوران
۳
اگر چه از رگ گردن به بنده نزدیک است
۴
خدای دور بود از بر خدادوران
۵
درون خویش بپرداز تا برون آیند
۶
ز پرده‌ها به تجلی چو ماه مستوران
۷
اگر چه گم شوی از خویش و از جهان این جا
۸
برون خویش و جهان گشته‌ای ز مشهوران
۹
اگر تو ماه وصالی نشان بده از وصل
۱۰
ز ساعد و بر سیمین و چهره حوران
۱۱
وگر چو زر ز فراقی کجاست داغ فراق
۱۲
چنین فسرده بود سکه‌های مهجوران
۱۳
چو نیست عشق تو را بندگی به جا می‌آر
۱۴
که حق فرونهلد مزدهای مزدوران
۱۵
بدانک عشق خدا خاتم سلیمانی است
۱۶
کجاست دخل سلیمان و مکسب موران
۱۷
لباس فکرت و اندیشه‌ها برون انداز
۱۸
که آفتاب نتابد مگر که بر عوران
۱۹
پناه گیر تو در زلف شمس تبریزی
۲۰
که مشک بارد تا وارهی ز کافوران

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira