غزل شمارهٔ ۱۰۰۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دختری بر باد داده غنچهٔ خندان گل
۲
بلبل سرمست مانده واله و حیران گل
۳
خوش گلستانی و در وی عندلیب جان ما
۴
هر زمانی داستانی سازد از دستان گل
۵
صحبت گل را غنیمت دان و گل را برفشان
۶
زانکه نبود اعتماد عمر بر پیمان گل
۷
گل بود عمر عزیز ما چو دیدی درگذشت
۸
یک دو هفته بیش نبود رونق دوران گل
۹
عندلیب گلشن عشقیم و گل معشوق ماست
۱۰
گر چه باشد بی وفا گل آن ما ، ما آن گل
۱۱
هر که می خواهد که گل چیند نه اندیشد زخار
۱۲
دامن گل چیدم و دست من و دامان گل
۱۳
نعمت الله از برای گل به بستان می رود
۱۴
گر نه گل چیند چه کار آید سرابستان گل
