غزل شمارهٔ ۱۰۱۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گر عشق نبازیم در اینجا به چه کاریم
۲
مائیم و همین کار و دگر کار نداریم
۳
بر دیده نگاریم شب و روز خیالش
۴
خوش نقش خیالی است که بر دیده نگاریم
۵
در دامن او دست زدیم از سر مستی
۶
گر سر برود دامن وصلش نگذاریم
۷
عمری است که در کوی خرابات مقیمیم
۸
این یک دو نفس نیز در اینجا به سر آریم
۹
روشن شده از نور خدا دیدهٔ سید
۱۰
جز نور وی ای یار کجا در نظر آریم
