غزل شمارهٔ ۱۰۱۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مائیم ز نار عشق آدم
۲
مائیم ز نور مهر خاتم
۳
ما در دم عشق همچو نائیم
۴
او در دم ما چو روح در دم
۵
دردیست مرا ورای درمان
۶
زخمی است مرا به جای مرهم
۷
مائیم به وصل دوست دلشاد
۸
مائیم ز هجر یار در غم
۹
گه شبنم گلستان عشقیم
۱۰
گاهی شده جمع و آمده یم
۱۱
در ملک قدم قدم نه از عشق
۱۲
تا گویندت که خیر مقدم
۱۳
از لوح ضمیر نعمت الله
۱۴
برخوان تو رموز اسم اعظم
