غزل شمارهٔ ۱۰۲۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در آینهٔ وجود آدم
۲
دیدیم جمال اسم اعظم
۳
معنی محمدی بدیدیم
۴
در صورت نازنین آدم
۵
دیدیم که اوست غیر او نیست
۶
ور هست خیال اوست آن هم
۷
آدم به وجود اوست موجود
۸
عالم به جمال اوست خرم
۹
ما سایهٔ آفتاب عشقیم
۱۰
تن جام جم است و جان ما جم
۱۱
مستیم و خراب در خرابات
۱۲
با جام شراب عشق همدم
۱۳
دُردی کش کوی می فروشیم
۱۴
نی غصهٔ بیش و نی غم کم
۱۵
ای عقل برو به خیر و خوبی
۱۶
ای عشق بیا و خیر مقدم
۱۷
رندیم و حریف نعمت الله
۱۸
می نعمت و ساقی اوست فافهم
