متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در همه آینه یکی نگرم
۲
آن یکی در هزار می شمرم
۳
هر چه بینم به نور او بینم
۴
جام گیتی نماست در نظرم
۵
زندهٔ جاودان منم که به عشق
۶
جان به جانان خویش می سپرم
۷
او خبیر است و من خبیر خبیر
۸
تا نگوئی ز خویش بی خبرم
۹
عارفانه مدام در سیرم
۱۰
هر زمان در ولایت دگرم
۱۱
پای بوسش اگر دهد دستم
۱۲
از سر کاینات در گذرم
۱۳
نعمت الله چو نور چشم منست
۱۴
جام و جم را به همدگر نگرم
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.