غزل شمارهٔ ۱۰۸۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
من رند خراباتم ایمن ز کراماتم
۲
در گوشهٔ میخانه دائم به مناجاتم
۳
سر حلقهٔ رندانم ساقی حریفانم
۴
نه زاهد و درویشم ، سلطان خراباتم
۵
من آینهٔ اویم ، در آینه او جویم
۶
از ذوق سخن گویم آسوده ز طاماتم
۷
خواهی که صفات او در ذات یکی بینی
۸
مجموع صفاتش بین در آینهٔ ذاتم
۹
من سید عشاقم بگزیدهٔ آفاقم
۱۰
در هر دو جهان طاقم اینست کراماتم
