غزل شمارهٔ ۱۰۹۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
منم که جام می ذوالجلال می نوشم
۲
همیشه بادهٔ عشق جمال می نوشم
۳
مدام همدم جام شراب عشق ویم
۴
می محبت او بر کمال می نوشم
۵
چو من ز روز ازل مست ورند و قلاشم
۶
عجب مدار که می لایزال می نوشم
۷
بنوش دُردی دردش که نوش جانت باد
۸
که من به عشق چو آب زلال می نوشم
۹
هزار ساغر می نوش می کنم به دمی
۱۰
هنوز می طلبم بی ملال می نوشم
۱۱
خیال ماضی و مستقبلم نمی باشد
۱۲
ز جام عشق می ذوق حال می نوشم
۱۳
مدام ساقی سرمست نعمت اللهم
۱۴
به شادی رخ او می حلال می نوشم
