غزل شمارهٔ ۱۰۹۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
میخانه سبیل ماست مخمور کجا باشیم
۲
نزدیک خداوندیم ما دور کجا باشیم
۳
از دولت وصل او ما سلطنتی داریم
۴
از حضرت آن سلطان مهجور کجا باشیم
۵
تا ناظر او گشتیم منظور همه خلقیم
۶
خود بی نظر لطفش منظور کجا باشیم
۷
از نور جمال او روشن شده چشم ما
۸
با چشم چنین روشن ما کور کجا باشیم
۹
عرش است مقام ما در فرش کجا گنجیم
۱۰
ما زنده جاویدیم در گور کجا باشیم
۱۱
از علت امکانی دل صحبت کلی یافت
۱۲
چون اوست طبیب ما رنجور کجا باشیم
۱۳
آن سید سرمستان ساقی حریفان است
۱۴
گر باده همی نوشیم معذور کجا باشیم
