قطعهٔ شمارهٔ ۱۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای جان پدر به حال ما رحمی کن
۲
زیرا بی تو تمتعی از جان نیست
۳
بسیار فراق تو کشیدم اما
۴
زین بیش مرا تحمل هجران نیست
۵
ملک و ملکوت تخت سلطانی ماست
۶
مخصوص به شهر یزد یا کرمان نیست
۷
بگذر ز خرابهٔ جهان جان پدر
۸
آن گیر که این جهان همه ویران نیست
۹
برخیز و بیا که دنیی و عقبی هم
۱۰
با همت دوست قیمتش چندان نیست