قطعهٔ شمارهٔ ۳۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بر در غیر می روی حیف است
۲
به عدم می روی چه آری هیچ
۳
ای که گوئی که سیم و زر دارم
۴
چون بمیری بگو چه داری هیچ
۵
عمر عاشق خوشست با معشوق
۶
عمر بی او اگر گذاری هیچ
۷
ای که گوئی که مانده ام صد سال
۸
نفسی چند می شماری هیچ
۹
این همه علم کرده ای حاصل
۱۰
باز فرما که در چه کاری هیچ