قطعهٔ شمارهٔ ۵۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جام بی می کی دهد ذوق ای پسر
۲
تا نگردد جام با می متحد
۳
ساقی ار بخشد تو را خمخانه ای
۴
نوش می فرما و می گو رب زد
۵
گرم باش و آتشی خوش برفروز
۶
تا نگردی هم چو آب منجمد
۷
لیس فی الدارین غیری یا حبیب
۸
لیس مثلی کیف ضدی این و ند
۹
نعمت الله در همه عالم یکیست
۱۰
لاتجد مثلی و مثلی لاتجد