قطعهٔ شمارهٔ ۹۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کیمیای ولایتی دارم
۲
مس جسم بشر چو زر سازم
۳
قلعی و زاج با نشادر و ملح
۴
گاه شمسی و گه قمر سازم
۵
دُرفشانی کنم به گاه سخن
۶
عقد زیبق از آن گهر سازم
۷
نزد من خاک و زر یکی باشد
۸
زان که من خاک را چو زر سازم
۹
هرچه سازم به عشق سید خوش
۱۰
همچو زر خوب سازم ار سازم