قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بر لب دریا چه می گردی نشین
۲
همچو ما با ما در این دریا نشین
۳
مجلس عشق است و ما مست خراب
۴
سر قدم ساز و بیا از پا نشین
۵
در خرابات مغان افتادهایم
۶
عشق اگر داری بیا با ما نشین
۷
گرد هر در می روی دیگر مرو
۸
بر در یکتای بیهمتا نشین
۹
خیز و بنشین زیردست عارفان
۱۰
آنگهی بر منصب بالا نشین
۱۱
دیدهٔ روشن اگر خواهی چو نور
۱۲
در نظر با مردم بینا نشین
۱۳
خیمه از خانه به صحرا میزنیم
۱۴
وقت نوروز است و ما صحرانشین