قطعهٔ شمارهٔ ۱۳۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
منت خدای را که ندارم به هیچ باب
۲
از هیچکس به غیر خدا هیچ منتی
۳
در پای گل نشسته و بر سرو قامتش
۴
دل بسته ایم وه که چه عالیست همتی
۵
بر دوستان مبارک و بر دشمنان چنان
۶
هستیم از خدای بر این خلق رحمتی
۷
مائیم و سرخوشان خرابات کوی عشق
۸
جامی و ساقئی و حضوری و صحبتی
۹
روزی نشد ملول دل بنده ای ز ما
۱۰
یاری ز ما نیافت کسی هیچ زحمتی
۱۱
داریم نعمت الله و از خلق بی نیاز
۱۲
ای جان من کراست چنین خوب نعمتی