شاه نعمت‌الله ولی · مثنویات

شمارهٔ ۴۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به تعیُن اگرچه اشخاصند
۲
به حقیقت نه عام و نه خاصند
۳
همه همدرد همدگر باشند
۴
هر چه باشد به پای هم باشند
۵
هر که همدرد دردمندان نیست
۶
گوئیا از شمار ایشان نیست
۷
درد دل دارم و دوا این است
۸
درد می نوشم و شفا این است
۹
ذوق رندی ما ز مستان جو
۱۰
مستی می ز می پرستان جو
۱۱
تا ز سرّ وجود آگاهم
۱۲
محرم راز نعمت اللهم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.