شمارهٔ ۵۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
الف و میم و معرفت گفتیم
۲
گوهر معرفت نکو سفتیم
۳
ساقی ما عنایتی فرمود
۴
می خمخانه را به ما پیمود
۵
آنکه هم ناظر است و هم منظور
۶
نور چشم است و از نظر منظور
۷
در همه آینه نموده جمال
۸
آینه روشنست خوش به کمال
۹
هستی و هر چه هست بی او نیست
۱۰
ور تو گوئی که هست نیکو نیست
۱۱
به تعیُن یکی هزار نمود
۱۲
بی تعین یکی تواند بود
۱۳
به وجودند این و آن موجود
۱۴
بی وجود ای عزیز نتوان بود
۱۵
هر چه موجود بود از اشیا
۱۶
همه باشند مظهر اسما
۱۷
از مسمی تو اسم را می جو
۱۸
موج و دریا به عین ما می جو
۱۹
اسم و عین است و روح و جسم چهار
۲۰
ظل یک ذات باشد آن ناچار
۲۱
اسم اعظم طلب کن از کامل
۲۲
زان که کامل بود بدان واصل