شمارهٔ ۷۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چشم عالم روشن است از نور او
۲
ناظر او نیست جز منظور او
۳
مینماید نور او در آینه
۴
نه به یک آئینه در هر آینه
۵
دیدهٔ ما دیده نور او به او
۶
لاجرم بیند همه عالم نکو
۷
خوش خیالی نقش بسته در نظر
۸
یک نظر در چشم مست ما نگر
۹
رند سر مستیم و با ساقی حریف
۱۰
خوش می صافی و خوش جامی لطیف
۱۱
در خرابات فنا افتادهایم
۱۲
سر به پای خم می بنهادهایم
۱۳
لب نهاده بر لب ساغر مدام
۱۴
همدم جامیم دایم والسلام