Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۲۱۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو
۲
چو مرا یافته‌ای صحبت هر خام مجو
۳
همه سرسبزی جان تو ز اقبال دل است
۴
هله چون سبزه و چون بید مرو زین لب جو
۵
پر شود خانه دل ماه رخان زیبا
۶
گرهی همچو زلیخا گرهی یوسف رو
۷
حلقه حلقه بر او رقص کنان دست زنان
۸
سوی او خنبد هر یک که منم بنده تو
۹
هر ضمیری که در او آن شه تشریف دهد
۱۰
هر سوی باغ بود هر طرفی مجلس و طو
۱۱
چند هنگامه نهی هر طرفی بهر طمع
۱۲
تو پراکنده شدی جمع نشد نیم تسو
۱۳
هله ای عشق که من چاکر و شاگرد توام
۱۴
که بسی خوب و لطیف است تو را صورت و خو
۱۵
گر می مجلسی و آب حیات همه‌ای
۱۶
همه دل گشته و فارغ شده از فرج و گلو
۱۷
هله ای دل که ز من دیده تو تیزتر است
۱۸
عجب آن کیست چو شمس و چو قمر بر سر کو
۱۹
آنک در زلزله او است دو صد چون مه و چرخ
۲۰
و آنک که در سلسله او است دو صد سلسله مو
۲۱
هفت بحر ار بفزایند و به هفتاد رسند
۲۲
بود او را به گه عبره به زیر زانو
۲۳
او مگر صورت عشق است و نماند به بشر
۲۴
خسروان بر در او گشته ایاز و قتلو
۲۵
فلک و مهر و ستاره لمع از وی دزدند
۲۶
یوسف و پیرهنش برده از او صورت و بو
۲۷
همه شیران بده در حمله او چون سگ لنگ
۲۸
همه ترکان شده زیبایی او را هندو
۲۹
لب ببند و صفت لعل لب او کم کن
۳۰
همه هیچند به پیش لب او هیچ مگو

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira