غزل شمارهٔ ۵۲۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خوش در خور است، حسرت تو با گریستن
۲
بی یاد تو حلال مبادا گریستن
۳
بی گریه دوستدار تو آرام گیر نیست
۴
یا کاو کاو دیده و دل یا گریستن
۵
گویی که یاد می کنمت گه گهی، ولی
۶
بیهوده نیست در دل شب ها گریستن
۷
نازم به غمزهٔ تو که یک گام کرده است
۸
صد ساله ره ز دیدهٔ من تا گریستن
۹
من خود کی ام که گریه به حالم کنی، ولی
۱۰
می زیبدت به نرگس شهلا گریستن
۱۱
گر کام دل ز گریه میسر شود، ز دوست
۱۲
صد سال می توان به تمنا گریستن
۱۳
عرفی حریف دیدهٔ تر نیستی، ولی
۱۴
بسیار گریه آورد این نا گریستن
