غزل شمارهٔ ۵۳۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هنگام و دم نزغ، خراب نقس است این
۲
این حالت نزع است، دلم را هوس است این
۳
می آیی و در خرمن ما می زنی آتش
۴
در طعنه میندیش، که خاشاک خس است این
۵
طوطی چو رود سوی شکر تلخ دهانان
۶
گویند که بیداد به رنگ مگس است این
۷
افغان مکن ای مرغ گرفتار، فرو میر
۸
این باغ ارم نیست، درون قفس است این
۹
گفتم نگهی کن، که به شکرانه دهم جان
۱۰
رو تافت که عرفی نه چنان کار کس است این
