زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۵۵۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای که سر تا قدمم را به جنون داشته ای
۲
تا مرا داشته ای، غرقه به خون داشته ای
۳
سر انصاف تو گردیم که با این همه حسن
۴
از دل ما طمع صبر و سکون داشته ای
۵
گر دلیرانه بتازی به من ای چرخ رواست
۶
تا تو در معرکه ای خصم زبون داشته ای
۷
نوش کن خون دلم تا بشناسی ای خضر
۸
که تو در چشمهٔ حیوان همه خون داشته ای
۹
دل عرفی بخر از خویش و به خورشید فروش
۱۰
تا ببینی به چه می ارزد و چون داشته ای

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.