زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۵۶۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
امشب که به سر شراب داری
۲
مشکن دل ما که تاب داری
۳
تقصیر نکرده در هلاکم
۴
با غمزه چرا عتاب داری
۵
آشوب قیامتش غباریست
۶
این فتنه که در رکاب داری
۷
در دعوی فتنه گاه مستی
۸
صد عربده با شراب داری
۹
گر لذت ناوک تو این است
۱۰
وز خون ملک ثواب داری
۱۱
داری به دلم نگاه گرمی
۱۲
گویا هوس کباب داری
۱۳
در سینهٔ گرم هر که بینم
۱۴
آتشکدهٔ خراب داری
۱۵
عرفی دل خود به باد دادی
۱۶
گر غم طلبد، جواب داری؟

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.