زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۵۶۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
با گلهٔ دوستان هست حلاوت بسی
۲
گر ز کسی نشنوی، خود گله ای کن، کسی
۳
بر سر رنجور من این همه غم سر مده
۴
کس نبرد دوزخی بر سر مشت خسی
۵
آن چه بود در جهان مایهٔ فخر خسان
۶
یا زر و سیمی بود، یا قصب و اطلسی
۷
من کیم از رهروان، راه روان کیستند
۸
واپسی از قافله، قافلهٔ واپسی
۹
گفتی از ابنای دهر، عرفی خوش لهجه کیست
۱۰
بی هنری جاهلی، بی اثری ناکسی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.