زمان سسی ( با ترجمهٔ فارسی)
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
صبح اولدی هر طرفدن اوجالدی اذان سسی!
۲
گـــویا گلیــــر ملائـکه لــــردن قــــرآن سسی!!!
۳
بیر سس تاپانمیـــرام اونا بنزه ر، قویون دئییم:
۴
بنزه ر بونا اگـر ائشیدیلسیدی جـــان سسی !!!
۵
سانکی اوشاقلیقیم کیمی ننیمده یاتمیشام ...!
۶
لای لای دئییر منه آنامیـــن مهربـــان سسی !
۷
سـانکی سفرده یم اویادیــرلار کی دور چاتاخ!
۸
زنگ شتر چالیر ، کئچه رک کـــاروان سسی!!!
۹
سانکی چوبان یاییب قوزونی داغدا نی چالیر !
۱۰
رؤیا دوغـــور قوزی قولاغیندا چوبـــان سسی !!!
۱۱
جسمیم قوجالسادا هله عشقیم قوجالمیوب
۱۲
جینگیلده ییـر هله قولاغیمدا جـــوان سسی !
۱۳
سانکی زمان گوله شدی منی گوپسدی یئره
۱۴
شعریم یازیم اولوب ییخیلان پهلـــوان سسی !!!
۱۵
آخیر زماندی بیر قولاق آس عرشی تیتره دیـر ...
۱۶
ملت لرین هــارای ، مددی ، الامـــان سسی !!!
۱۷
انسان خـزانی دیر تؤکولور جـان خزه ل کیمی
۱۸
سازتک خزه ل یاغاندا سیزیلدار خزان سسی !!!
۱۹
قیرخ ایلدی دوستاغام قالا بیلمز او یاغلی سس ...
۲۰
یاغ سیز سادا قبـول ائله مندن یــاوان سسی !
۲۱
من ده سسیم اوجالسا گرک دیر ،یامان دئییم ...
۲۲
ملت آجیخلی دی اوجـــالیبدی یامـان سسی !!!
۲۳
دولدور نواره قوی قالا ، بیــر گون ، بـو کؤرپه لر
۲۴
آلقیشلاسینلا ذوق ایله بیزده ن قالان سسی !
۲۵
مقناطیس اولسـا سسده چکر ، انقلابــــدا باخ !
۲۶
آزادلیـق آلــدی سرداریمیــن قهرمــان سسی !
۲۷
انسان قوجالمیش اولسا ،قولاخلار آغیرلاشار
۲۸
سانکی یازیق قولاخدا ،گورولدور زمان سسی !
۲۹
با خ بیر درین سکوته سحر ، هانسی بیر نــوار
۳۰
ضبــط ایلیـه بیلـــر بئله بیــر جــــاودان سسی ؟
۳۱
سانجیــر منی بو فیشقا چالانلاردا شهریـــار !!!
۳۲
من نیله ییم کی فیشقـایا بنزه ر ایلان سسی ؟!!!
۳۳
(صبح شد و از هر سمت ، صدای اذان بلند شد ! گویا که از فرشتگان ، صدای قرآن می آید !!! صدایی مثل آن نمی یابم ، بگذارید بگویم که اگر صدای جان شنیده می شد ، به آن شبیه بود !!!)(گویا بسان دوران کودکیم که در گاهواره آرمیده ام ، صدای مهربان مادرم برایم لالایی می گوید ! یا اینکه در سفر هستم و بیدارم می کنند که برخیز تا به مقصد برسیم ! زنگ شتر نواخته می شود که کاروان دارد عبور می کند !!!)(یا اینکه چوپان ، گوسفندان را پراکنده است و در کوه نی می زند و این صدای چوپان در گوش گوسفندان رویا می آفریند !!! اگر جسمم هم پیر شده باشد ، هنوز عشقم پیر نشده است ! و در گوشم هنوز صدای جوانی طنین انداز است !!!)(یا اینکه زمان با من کشتی گرفته و مرا به زمین کوبیده است ! و شعر و نوشته هایم همانند صدای پهلوان به زمین خورده است !!! آخرالزّمان شده و گوش فرا دهید که فریاد کمک خواهی مردم ، عرش را به لرزه درمی آورد !!!) (پاییز انسانی است و جان ها همانند برگ پاییزی به زمین می ریزند ! برگ های پاییزی وقتی می ریزند ، پاییز همانند ساز ، ناله سر می دهد ! چهل سال است که زندانی ام و دیگر آن صدای مؤثر باقی نمی ماند ! اگر صدای من بی تأثیر هم باشد ، تو این صدای کم ارزش را از من قبول فرما !!!)(اگر صدای من هم بلند شود ، باید که فحش بدهم ... مردم گرسنه اند و صدای بد و بیراه بلند شده است !!! این صدا را در نواری ذخیره کنید تا این کودکان ، روزی با شوق تمام به استقبال این صدای از ما به یادگار مانده بروند !!!)(اگر در صدا جاذبه وجود داشته باشد ، انسان را به سوی خود جلب می کند ! ببینید که در انقلاب ، صدای سردار قهرمان ما ، آزادی را به ارمغان آورد !!! اگر انسان پیر شود ، گوشهایش سنگین می شوند ! و گویا در این گوش بیچاره ، صدای زمان غرّش می کند !!!)(هنگام سحر ، به این سکوت ژرف بنگر که کدامین نوار میتواند این صدای جاودان را ضبط نماید ؟!!! شهریارا ! این سوت زن ها مرا نیش می زنند ! من چه کنم که صدای مار به صدای سوت شباهت دارد ؟!!!) ۱۳۵۵