غزل شمارهٔ ۲۲۸۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شحنه عشق میکشد از دو جهان مصادره
۲
دیده و دل گرو کنم بهر چنان مصادره
۳
از سبب مصادره شحنه عشق رهزند
۴
پس بر عاشقان شود راحت جان مصادره
۵
داد جگر مصادره از خود لعل پارهها
۶
جانب دیده پارهای رفت از آن مصادره
۷
عشق شهی است چون قمر کیسه گشا و سیم بر
۸
سیم بده به سیم بر نیست زیان مصادره
۹
هر چه برد مصادره از تن عاشقان گرو
۱۰
بازرسد به کوی دل نورفشان مصادره
۱۱
فصل بهار را ببین جمله به باغ وادهد
۱۲
آنچ ز باغ برده بد ظلم خزان مصادره
۱۳
بخشش آفتاب بین بازدهد قماش مه
۱۴
هر چه ز ماه میستد دور زمان مصادره
۱۵
دیده و عقل و هوش را شب به مصادره برد
۱۶
صبحدمی ندا کند بازستان مصادره
۱۷
نور سحر بریخته زنگیکان گریخته
۱۸
گر چه شب آفتاب را کرد نهان مصادره