سنایی · حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه

التمثیل فی اصحاب تمنّی السوء

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
راد مردی ز غافلی پرسید
۲
چون ورا سخت جلف و جاهل دید
۳
گفت هرگز تو زغفران دیدی
۴
یا جز از نام هیچ نشنیدی
۵
گفت با ماست خورده‌ام بسیار
۶
صد ره و بیشتر نه خود یکبار
۷
تا ورا گفت راد مرد حکیم
۸
اینت بیچاره اینت قلب سلیم
۹
تو بصل نیز هم نمی‌دانی
۱۰
بیهده ریش چند جنبانی
۱۱
آنکه او نفس خویش نشناسد
۱۲
نفس دیگر کسی چه پرماسد
۱۳
وآنکه او دست و پای را داند
۱۴
او چگونه خدای را داند
۱۵
انبیا عاجزاند از این معنی
۱۶
تو چرا هرزه می‌کنی دعوی
۱۷
چون نمودی بدین سخن برهان
۱۸
پس بدانی مجرّد ایمان
۱۹
ورنه او از کجا و تو ز کجا
۲۰
خامشی به ترا تو ژاژ مخای
۲۱
علما جمله هرزه می‌لافند
۲۲
دین نه بر پای هرکسی بافند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.