فی الرضاء والتَّسلیم
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هست حق را ز بهر جان شریف
۲
اندر اثناء حکم صنع لطیف
۳
داند آنکس که خُردهدان باشد
۴
کانچه او کرد خیرت آن باشد
۵
نیک نز میل و بد نه ز اسبابست
۶
بد نه از فصد لیک جلّابست
۷
نام نیکو و زشت از من و تست
۸
کار ایزد نیکو بُوَد به درست
۹
گرچه باشد به ظاهر آن همه خوب
۱۰
لیک باطن بود همه معیوب
۱۱
کی بسازد به حکم مطلق تو
۱۲
باد با بادبان زورق تو
۱۳
خیر و شر نیست در جهان اصلا
۱۴
نیست چیزی ازو نهان اصلا
۱۵
مرگ اگر چند بد نکوست ترا
۱۶
مال و میراثها ازوست ترا
۱۷
هرچه در خلق سوزی و سازیست
۱۸
اندر آن مر خدای را رازیست
۱۹
ای بسا شیر کان ترا آهوست
۲۰
وی بسا درد کان ترا داروست