غزل شمارهٔ ۲۳۲۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابه
۲
کاستیزه همیگیرد او را مگر از لابه
۳
نی نی تو بنال ای دل زیرا که من مسکین
۴
بیصورت او هستم چون صورت گرمابه
۵
شد خانه چو زندانم شب خواب نمیدانم
۶
تا او نشود با من همخانه و همخوابه
۷
حسن تو و عشق من در شهر شده شهره
۸
برداشته هر مطرب آن بر دف و شبابه
۹
ای در هوست غرقه هم صوفی و هم خرقه
۱۰
هم بنده بیچاره هم خواجه نسابه