التمثیل فی اَصحابِ الغَفلةِ والجُهّال
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یافت آیینه زنگیی در راه
۲
واندرو روی خویش کرد نگاه
۳
بینی پخج دید و دو لب زشت
۴
چشمی از آتش و رخی ز انگِشت
۵
چون برو عیبش آینه ننهفت
۶
بر زمینش زد آن زمان و بگفت
۷
کانکه این زشت را خداوندست
۸
بهر زشتیش را بیفگندست
۹
گر چو من پر نگار بودی این
۱۰
کی در این راه خوار بودی این
۱۱
بیکسی او ز زشتخویی اوست
۱۲
ذُلِّ او از سیاهرویی اوست
۱۳
این چنین جاهلی سوی دانا
۱۴
اینت رعنا و اینت نابینا
۱۵
نیست اینجا چو مر خرد را برگ
۱۶
مرگ به با چنین حریفان مرگ