اندر مراتب عقل
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هست اعضا چو شهر و پیشهوران
۲
عقل دستور و دل در او سلطان
۳
خشم شحنه است و آرزو عامل
۴
این یکی ظالم آن دگر جاهل
۵
عامل ار هیچ شرط بگذارد
۶
خرد او را به شحنه بسپارد
۷
شحنهگر هیچ گون سگالد بد
۸
این موّکل برو بود ز خرد
۹
نفس سلطان اگر بود عادل
۱۰
با تن و عقل و جان شود بیدل
۱۱
ترجمان دل است نطق و زبان
۱۲
مر زبان تنست سود و زیان
۱۳
ترجمان چون ز روی دور زمان
۱۴
پشت یابد ز قوّت سلطان
۱۵
گر بیابند ازینکه گفتم بهر
۱۶
خوش بود پادشا و خرّم شهر
۱۷
ور همه طالبان کام شوند
۱۸
مالک ملک ناتمام شوند
۱۹
گرنه در امر عقل و دل باشند
۲۰
همه هم خوار و هم خجل باشند
۲۱
عقل و دل را اگر مطیع شوند
۲۲
در حضیض فنا رفیع شوند