اندر نقص دنیا گوید
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دنیی ارچه ز حرص دلبر تست
۲
دست زی او مبر که مادرِِ تست
۳
گر نهای گبر پس به خوش سخنیش
۴
مادرِ تست چون کنی به زنیش
۵
همچو قرعه برای فالش دار
۶
گه بیندازش و گهی بردار
۷
گرچه گزدم ز نیش بگزاید
۸
دارویی را همت به کار آید
۹
مار اگرچه به خاصیت بدخوست
۱۰
پاسبانِ درخت صندل اوست
۱۱
چون ز بانگ سگان شوی دلتنگ
۱۲
سنگ برگیر و ده سگان را سنگ
۱۳
وآن سگی را که کرد پای افگار
۱۴
نان بیسوزنش مده زنهار
۱۵
مورکی را اگر بیازاری
۱۶
چیره گردی به ظلم و خونخواری
۱۷
از پی رستن از سرای خسان
۱۸
حیله کن لیک بد به کس مرسان
۱۹
با خسان خود نشست و خاست مکن
۲۰
قطع کردن ز خس رواست مکن
۲۱
پس اگر ناگهی درافتادی
۲۲
سازگاری بهست و دل شادی
۲۳
باش بر دست راست همچو بهشت
۲۴
دوزخ از دست چپ شناس و کنشت
۲۵
باز بر دست راست رَو چونان
۲۶
بافر و دست دست دستان مان
۲۷
راست بر دست راست رَو رستی
۲۸
ورنه کج رَو چو عهد بشکستی
۲۹
من ندیدم سلامتی ز خسان
۳۰
گر تو دیدی سلام من برسان
۳۱
چون ترا گشت نوش وحدت بیش
۳۲
بده آن نوش را به حدّت نیش