Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۲۳۵۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آمد مه و لشکر ستاره
۲
خورشید گریخت یک سواره
۳
آن مه که ز روز و شب برون است
۴
کو چشم که تا کند نظاره
۵
چشمی که مناره را نبیند
۶
چون بیند مرغ بر مناره
۷
ابر دل ما ز عشق این مه
۸
گه گردد جمع و گاه پاره
۹
چون عشق تو زاد حرص تو مرد
۱۰
بی‌کار شوی هزارکاره
۱۱
چون آخر کار لعل گردد
۱۲
بی‌کار نبوده‌ست خاره
۱۳
گر بر سر کوی عشق بینی
۱۴
سرهای بریده بر قناره
۱۵
مگریز درآ تمام بنگر
۱۶
زنده شده گشتگان دوباره

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.