غزل شمارهٔ ۲۳۵۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ماییم قدیم عشق باره
۲
باقی دگران همه نظاره
۳
نظارگیان ملول گشتند
۴
ماند این دم گرم شعله خواره
۵
چون چرخ حریف آفتابیم
۶
پنهان نشویم چون ستاره
۷
انگشت نما و شهره گشتیم
۸
چون اشتر بر سر مناره
۹
از ما بنماند جز خیالی
۱۰
و آن نیز برفت پاره پاره
۱۱
مردان طریق چاره جستند
۱۲
با هستی خود نبود چاره
۱۳
در آتش عشق صف کشیدند
۱۴
چون آهن و مس و سنگ خاره
۱۵
مردانه تمام غرق گشتند
۱۶
اندر دریای بیکناره