نیما یوشیج · مجموعه اشعار

باد می گردد

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
باد می گردد و در باز و چراغ ست خموش
۲
خانه ها یک سره خالی شده در دهکده اند.
۳
بیمناک ست به ره بار به دوشی که به پل
۴
راه خود می سپرد.
۵
پای تا سر شکم مان تا شبشان
۶
شاد و آسان گذرد.
۷
بگسلیده ست در اندوده دود
۸
پایه دیواری.
۹
از هر آن چیز که بگسیخته است
۱۰
نالش مجروحی
۱۱
یا جزع های تن بیماری.
۱۲
و آنکه بر پل گذرش بود مشکل ها
۱۳
هر زمان می نگرد.
۱۴
پای تا سر شکم مان تا شبشان
۱۵
شاد و آسان گذرد.
۱۶
باد می گردد و در باز و چراغ ست خموش
۱۷
خانه ها یک سره خالی شده در دهکده اند.
۱۸
رهسپاری که به پل داشت گذر می ایستد
۱۹
زنی از چشم سر شک
۲۰
مردی از روی جبین خون جبین می سترد.
۲۱
پای تا سر شکم مان تا شبشان
۲۲
شاد و آسان گذرد.

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.