نیما یوشیج · مجموعه اشعار

در بسته ام

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در بسته ام شب است
۲
تاریک هم چو گور
۳
با آن که دور ازو نه چنانم
۴
او از من است دور.
۵
خاموش می گذارم من با شبی چنین
۶
هر لحظه ای چراغ
۷
می کاهم اش ز روغن
۸
تا در رهم نگیرد جز او کسی سراغ.
۹
روشن به دست آیدم آن لحظه کاندران
۱۰
چون بوی در دماغ گل او جای برده است.
۱۱
تن می فشارم از در و دیوار
۱۲
و تنگنای خانه من از من فشرده است.
۱۳
نجوای محرمانه می آغازد
۱۴
تاریک خانه من با من.
۱۵
دارد به گوش حرف مرا، او
۱۶
دارم به گوش حرف ورا، من.
۱۷
زین حرف کاو چه وقت می آید
۱۸
و هر جدار خاموش.
۱۹
در سایه گسسته جداری
۲۰
دارد به ما نگران گوش.
۲۱
و شب، عبوس و سرد،
۲۲
بر ما به کار می نگرد.
۲۳
یک دلفریب، با قدم اش لنگ،
۲۴
پنهان به راه می گذرد.
۲۵
و سنگ ها به کاسم بسته تن کبود
۲۶
سر بر سریر خار نشانده،
۲۷
چشمی شده اند، می نگرندش
۲۸
لیک ایستاده در ره مانده.
۲۹
آنگاه مانده با شب، آری
۳۰
و من به هر نشانی باریک،
۳۱
چون آتشی به خرمن خاکستر سیاه.
۳۲
خو بسته ام به خانه تاریک.
۳۳
خاموش می گذارم
۳۴
هر لحظه ای چراغ.
۳۵
می کاهم اش ز روغن
۳۶
تا در رهم نگیرد جز او کسی سراغ.

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.