نیما یوشیج · مجموعه اشعار

قایق

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
من چهره ام گرفته
۲
من قایقم نشسته به خشکی
۴
با قایقم نشسته به خشکی
۵
فریاد می زنم:
۶
« وامانده در عذابم انداخته است
۷
در راه پر مخافت این ساحل خراب
۸
و فاصله است آب
۹
امدادی ای رفیقان با من.»
۱۰
گل کرده است پوزخندشان اما
۱۱
بر من،
۱۲
بر قایقم که نه موزون
۱۳
بر حرفهایم در چه ره و رسم
۱۴
بر التهابم از حد بیرون.
۱۶
در التهابم از حد بیرون
۱۷
فریاد بر می آید از من:
۱۸
« در وقت مرگ که با مرگ
۱۹
جز بیم نیستیّ وخطر نیست،
۲۰
هزّالی و جلافت و غوغای هست و نیست
۲۱
سهو است و جز به پاس ضرر نیست.»
۲۲
با سهوشان
۲۳
من سهو می خرم
۲۴
از حرفهای کامشکن شان
۲۵
من درد می برم
۲۶
خون از درون دردم سرریز می کند!
۲۷
من آب را چگونه کنم خشک؟
۲۸
فریاد می زنم.
۲۹
من چهره ام گرفته
۳۰
من قایقم نشسته به خشکی
۳۱
مقصود من ز حرفم معلوم بر شماست:
۳۲
یک دست بی صداست
۳۳
من، دست من کمک ز دست شما می کند طلب.
۳۵
فریاد من شکسته اگر در گلو، وگر
۳۶
فریاد من رسا
۳۷
من از برای راه خلاص خود و شما
۳۸
فریاد می زنم.
۳۹
فریاد می زنم!
۴۱
1331

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.