برف
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
زردها بی خود قرمز نشده اند
۲
قرمزی رنگ نینداخته است
۳
بی خودی بر دیوار.
۴
صبح پیدا شده از آن طرف کوه ازاکو اما
۵
وازانا پیدا نیست
۶
گرته ی روشنی مرده ی برفی همه کارش آشوب
۷
بر سر شیشه ی هر پنجره بگرفته قرار.
۸
وازانا پیدا نیست
۹
من دلم سخت گرفته است از این
۱۰
میهمان خانه ی مهمان کش روزش تاریک
۱۱
که به جان هم نشناخته انداخته است:
۱۲
چند تن خواب آلود
۱۳
چند تن نا هموار
۱۴
چند تن نا هشیار.