احمد شاملو · هوای تازه

مه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بیابان را، سراسر، مه گرفته‌ست.
۲
چراغِ قریه پنهان است
۳
موجی گرم در خونِ بیابان است
۴
بیابان، خسته
۵
لب بسته
۶
نفس بشکسته
۷
در هذیانِ گرمِ مه، عرق می‌ریزدش آهسته از هر بند.
۸
«ــ بیابان را سراسر مه گرفته‌ست. [می‌گوید به خود، عابر]
۹
سگانِ قریه خاموش‌اند.
۱۰
در شولای مه پنهان، به خانه می‌رسم. گل‌کو نمی‌داند. مرا ناگاه در
۱۱
درگاه می‌بیند، به چشمش قطره اشکی بر لبش لبخند، خواهد گفت:
۱۲
«ــ بیابان را سراسر مه گرفته‌ست... با خود فکر می‌کردم که مه گر
۱۳
همچنان تا صبح می‌پایید مردانِ جسور از خفیه‌گاهِ خود به دیدارِ عزیزان بازمی‌گشتند.»
۱۵
□
۱۷
بیابان را
۱۸
سراسر
۱۹
مه گرفته‌ست.
۲۰
چراغِ قریه پنهان است، موجی گرم در خونِ بیابان است.
۲۱
بیابان، خسته لب‌بسته نفس‌بشکسته در هذیانِ گرمِ مه عرق می‌ریزدش آهسته از هر بند...
۲۳
۱۳۳۲
۲۵
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.