کبود
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
زیرِ خروش و جنبشِ ظاهر
۲
زیرِ شتابِ روز و شبِ موج
۳
در خلوتِ زنندهیِ عمقِ خلیجِ دور
۴
آنجا که نور و ظلمت، آرام خفتهاند
۵
درهم، ولی گریخته از هم،
۶
آنجا که راه بسته به فانوسدارِ روز،
۷
آنجا که سایه میخورد از ظلمتش به روی
۸
رؤیایِ رنگ دخترِ دریایِ دور را ــ
۱۰
آنجا کبود خفته
۱۱
نه غمگین نه شادمان...
۱۳
□
۱۵
بیانتهای رنگِ دو چشمِ کبودِ تو
۱۶
وقتی که مات میبَرَدَت، با سکوتِ خویش
۱۷
خاموش و پُرخروش
۱۸
چون حملههایِ موج بر ساحل، بهگوشِ کر،
۱۹
آنجا که نور و ظلمت داده به پُشت پُشت
۲۰
آشوب میکند!
۲۲
□
۲۴
ای شرم!
۲۵
ای کبود!
۲۶
تنها برایِ مردمکِ چشمهایِ اوست
۲۷
گر میپرستمت.
۲۹
□
۳۱
خاموشوار خفتهیِ این مردمِ کبود
۳۲
در نغمهی فسونگرِ جنجالِ چشمِ تو
۳۳
نُتهایِ بیشتابِ سکوت است.
۳۵
یا آنکه ناگهان در یک سوناتِ گرم
۳۶
بعد از شلوغ و همهمهی هرچه ساز و سنج
۳۷
بر شستییِ پیانو
۳۸
تکضربههایِ نرم.
۳۹
این رنگِ خوابدار
۴۰
در والسهایِ پُرهیجانِ دو چشمِ تو
۴۱
نُتهایِ تُرد و نرمِ سکوت است.
۴۲
این ساکتِ کبود، جنونِ من است و من
۴۳
تنها برایِ مردمکِ چشمهایِ تو
۴۴
سنگینِ نرمِ خفتهی عمقِ خلیج را
۴۵
بُتوار میپرستم...
۴۷
□
۴۹
ای شرم!
۵۰
ای کبود!
۵۱
تنها برایِ مردمکِ چشمهای اوست
۵۲
گر میپرستمت.
۵۴
۱۳۲۷
۵۶
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو