پریا
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
به فاطیِ ابطحیِ کوچک
۲
و رقصِ معصومانهیِ عروسکهایِ شعرش
۳
یکی بود یکی نبود
۴
زیرِ گنبذِ کبود
۵
لُخت و عور تنگِ غروب سه تا پری نشسّه بود
۷
زار و زار گریه میکردن پریا
۸
مثِ ابرایِ باهار گریه میکردن پریا.
۱۰
گیسِشون قدِ کمون رنگِ شبق
۱۱
از کمون بُلَن تَرَک
۱۲
از شبق مشکی تَرَک.
۱۳
روبروشون تو افق شهرِ غلامایِ اسیر
۱۴
پُشتِشون سرد و سیا قلعهیِ افسانهیِ پیر.
۱۶
از افق جیرینگ جیرینگ صدایِ زنجیر میومد
۱۷
از عقب از تویِ بُرج نالهی شبگیر میومد...
۱۹
«ــ پریا! گشنهتونه؟
۲۰
پریا! تشنهتونه؟
۲۱
پریا! خَسّه شدین؟
۲۲
مرغِ پر بَسّه شدین؟
۲۳
چیه اینهایهایِتون
۲۴
گریهتون وایوایِتون؟»
۲۶
پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه میکردن پریا
۲۷
مثِ ابرایِ باهار گریه میکردن پریا...
۲۹
□
۳۱
«ــ پریایِ نازنین
۳۲
چهتونه زار میزنین؟
۳۳
توی این صحرای دور
۳۴
توی این تنگِ غروب
۳۵
نمیگین برف میاد؟
۳۶
نمیگین بارون میاد؟
۳۷
نمیگین گُرگِه میاد میخوردِتون؟
۳۸
نمیگین دیبه میاد یه لقمه خام میکندِتون؟
۳۹
نمیترسین پریا؟
۴۰
نمیاین به شهرِ ما؟
۴۲
شهرِ ما صداش میاد، صدای زنجیراش میاد ــ
۴۳
پریا!
۴۴
قدِ رشیدم ببینین
۴۵
اسبِ سفیدم ببینین
۴۶
اسبِ سفیدِ نقرهنَل
۴۷
یال و دُمِش رنگِ عسل،
۴۸
مرکبِ صرصرتکِ من!
۴۹
آهویِ آهنرگِ من!
۵۰
گردن و ساقِش ببینین!
۵۱
بادِ دماغِش ببینین!
۵۳
امشب تو شهر چراغونه
۵۴
خونهی دیبا داغونه
۵۵
مردمِ ده مهمونِ مان
۵۶
با دامب و دومب به شهر میان
۵۷
داریه و دمبک میزنن
۵۸
میرقصن و میرقصونن
۵۹
غنچهی خندون میریزن
۶۰
نُقلِ بیابون میریزن
۶۱
های میکشن
۶۲
هوی میکشن:
۶۳
«ــ شهر جای ما شد!
۶۴
عیدِ مردماس، دیب گله داره
۶۵
دنیا مالِ ماس، دیب گله داره
۶۶
سفیدی پادشاس، دیب گله داره
۶۷
سیاهی رو سیاس، دیب گله داره»...
۶۸
پریا!
۶۹
دیگه توکِ روز شیکسّه
۷۰
دَرایِ قلعه بسّه
۷۱
اگه تا زوده بُلَن شین
۷۲
سوار اسبِ من شین
۷۳
میرسیم به شهرِ مردم، ببینین: صداش میاد
۷۴
جینگ و جینگِ ریختنِ زنجیرِ بردههاش میاد.
۷۶
آره! زنجیرای گرون، حلقه به حلقه، لا به لا
۷۷
میریزن ز دست و پا.
۷۸
پوسیدهن، پاره میشن،
۷۹
دیبا بیچاره میشن:
۸۰
سر به جنگل بذارن، جنگلو خارزار میبینن
۸۱
سر به صحرا بذارن، کویرو نمکزار میبینن
۸۳
عوضش تو شهرِ ما... [آخ! نمیدونین پریا!]
۸۴
دَرِ بُرجا وا میشن؛ بردهدارا رسوا میشن
۸۵
غلوما آزاد میشن، ویرونهها آباد میشن
۸۶
هر کی که غُصه داره
۸۷
غمِشو زمین میذاره.
۸۸
قالی میشن حصیرا
۸۹
آزاد میشن اسیرا
۹۰
اسیرا کینه دارن
۹۱
داسِشونو ورمیدارن
۹۲
سیل میشن: شُرشُرشُر!
۹۳
آتیش میشن: گُرگُرگُر!
۹۴
تو قلبِ شب که بدگِله
۹۵
آتیشبازی چه خوشگِله!
۹۷
آتیش! آتیش! ــ چه خوبه!
۹۸
حالام تنگِ غروبه
۹۹
چیزی به شب نمونده
۱۰۰
به سوزِ تب نمونده
۱۰۱
به جستن و واجِستن
۱۰۲
تو حوضِ نقره جِستن...
۱۰۴
الان غلاما وایسادن که مشعلا رو وردارن
۱۰۵
بزنن به جونِ شب، ظلمتو داغونش کنن
۱۰۶
عمو زنجیربافو پالون بزنن واردِ میدونش کنن
۱۰۷
به جایی که شنگولش کنن
۱۰۸
سکهی یه پولش کنن.
۱۰۹
دستِ همو بچسبن
۱۱۰
دورِ یارو برقصن
۱۱۱
«حمومک مورچه داره، بشین و پاشو» دربیارن
۱۱۲
«قفل و صندوقچه داره، بشین و پاشو» دربیارن
۱۱۴
پریا! بسّه دیگه هایهایِتون
۱۱۵
گریهتون، وایوایِتون!»...
۱۱۷
پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه میکردن پریا
۱۱۸
مثِ ابرای باهار گریه میکردن پریا...
۱۲۰
□
۱۲۲
«ــ پریایِ خطخطی
۱۲۳
لُخت و عریون، پاپتی!
۱۲۴
شبایِ چلهکوچیک
۱۲۵
که تو کرسی، چیک و چیک
۱۲۶
تخمه میشکستیم و بارون میومد صداش تو نودون میومد
۱۲۷
بیبیجون قصه میگُف حرفایِ سربسّه میگُف
۱۲۸
قصهی سبزپری زردپری،
۱۲۹
قصهی سنگِ صبور، بُز روی بون،
۱۳۰
قصهی دخترِ شاهِ پریون، ــ
۱۳۱
شمایین اون پریا!
۱۳۲
اومدین دنیای ما
۱۳۳
حالا هی حرص میخورین، جوش میخورین، غُصهی خاموش میخورین که دنیامون خالخالیه ، غُصه و رنجِ خالیه؟
۱۳۵
دنیای ما قصه نبود
۱۳۶
پیغومِ سر بَسّه نبود.
۱۳۷
دنیای ما عیونه
۱۳۸
هر کی میخواد بدونه:
۱۳۹
دنیای ما خار داره
۱۴۰
بیابوناش مار داره
۱۴۱
هر کی باهاش کار داره
۱۴۲
دلش خبردار داره!
۱۴۴
دنیای ما بزرگه
۱۴۵
پُراز شغال و گرگه!
۱۴۷
دنیایِ ما ــ هِی هِی هِی!
۱۴۸
عقبِ آتیش ــ لِی لِی لِی!
۱۴۹
آتیش میخوای بالاترک
۱۵۰
تا کفِ پات تَرَکتَرَک...
۱۵۲
دنیایِ ما همینه
۱۵۳
بخواهی نخواهی اینه!
۱۵۴
خُب، پریایِ قصه!
۱۵۵
مرغایِ پر شیکسّه!
۱۵۶
آبِتون نبود، دونِتون نبود، چایی و قلیونِتون نبود،
۱۵۷
کی بِتون گفت که بیاین دنیای ما، دنیای واویلای ما
۱۵۸
قلعهی قصهتونو ول بکنین، کارِتونو مشکل بکنین؟»
۱۶۰
پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه میکردن پریا
۱۶۱
مثِ ابرای باهار گریه میکردن پریا.
۱۶۳
□
۱۶۵
دس زدم به شونهشون
۱۶۶
که کنم روونهشون ــ
۱۶۷
پریا جیغ زدن، ویغ زدن، جادو بودن دود شدن، بالا رفتن تار شدن پائین اومدن پود شدن، پیر شدن گریه شدن، جوون شدن خنده شدن، خان شدن بنده شدن، خروسِ سرکنده شدن، میوه شدن هسته شدن، انارِ سربسته شدن، امید شدن یأس شدن، ستارهی نحس شدن...
۱۶۹
وقتی دیدن ستاره
۱۷۰
به من اثر نداره:
۱۷۱
میبینم و حاشا میکنم، بازی رو تماشا میکنم
۱۷۲
هاج و واج و منگ نمیشم، از جادو سنگ نمیشم ــ
۱۷۳
یکیش تُنگِ شراب شد
۱۷۴
یکیش دریای آب شد
۱۷۵
یکیش کوه شد و زُق زد
۱۷۶
تو آسمون تُتُق زد...
۱۷۸
شرابه رو سر کشیدم
۱۷۹
پاشنه رو ورکشیدم
۱۸۰
زدم به دریا تر شدم، از اونورِش بهدر شدم
۱۸۱
دویدم و دویدم
۱۸۲
بالای کوه رسیدم
۱۸۳
اونورِ کوه ساز میزدن، همپای آواز میزدن:
۱۸۵
«ــ دَلنگ دَلنگ! شاد شدیم
۱۸۶
از ستم آزاد شدیم
۱۸۷
خورشید خانوم آفتاب کرد
۱۸۸
کُلّی برنج تو آب کرد:
۱۹۰
خورشید خانوم! بفرمایین!
۱۹۱
از اون بالا بیاین پایین!
۱۹۳
ما ظلمو نفله کردیم
۱۹۴
آزادی رو قبله کردیم.
۱۹۶
از وقتی خَلق پاشد
۱۹۷
زندگی مالِ ما شد.
۱۹۹
از شادی سیر نمیشیم
۲۰۰
دیگه اسیر نمیشیم
۲۰۲
هاجِستیم و واجِستیم
۲۰۳
تو حوضِ نقره جِستیم
۲۰۴
سیبِ طلا رو چیدیم
۲۰۵
به خونهمون رسیدیم...»
۲۰۷
□
۲۰۹
بالا رفتیم دوغ بود
۲۱۰
قصهی بیبیم دروغ بود،
۲۱۱
پایین اومدیم ماست بود
۲۱۲
قصهی ما راست بود:
۲۱۴
قصهی ما به سر رسید
۲۱۵
غلاغه به خونهش نرسید،
۲۱۶
هاچین و واچین
۲۱۷
زنجیرو ورچین!
۲۱۹
۱۳۳۲
۲۲۱
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو