از مرگ...
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هرگز از مرگ نهراسیدهام
۲
اگرچه دستانش از ابتذال شکنندهتر بود.
۳
هراسِ من ــ باری ــ همه از مردن در سرزمینیست
۴
که مزدِ گورکن
۵
از بهای آزادیِ آدمی
۶
افزون باشد.
۸
□
۱۰
جُستن
۱۱
یافتن
۱۲
و آنگاه
۱۳
به اختیار برگزیدن
۱۴
و از خویشتنِ خویش
۱۵
بارویی پیافکندن ــ
۱۷
اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد
۱۸
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.
۲۰
دیِ ۱۳۴۱
۲۲
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو