احمد شاملو · آیدا در آینه

میعاد

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در فراسویِ مرزهای تنت تو را دوست می‌دارم.
۳
آینه‌ها و شب‌پره‌های مشتاق را به من بده
۴
روشنی و شراب را
۵
آسمانِ بلند و کمانِ گشاده‌ی پُل
۶
پرنده‌ها و قوس و قزح را به من بده
۷
و راهِ آخرین را
۸
در پرده‌یی که می‌زنی مکرر کن.
۱۰
□
۱۲
در فراسوی مرزهای تنم
۱۳
تو را دوست می‌دارم.
۱۵
در آن دوردستِ بعید
۱۶
که رسالتِ اندام‌ها پایان می‌پذیرد
۱۷
و شعله و شورِ تپش‌ها و خواهش‌ها
۱۸
به‌تمامی
۱۹
فرومی‌نشیند
۲۰
و هر معنا قالبِ لفظ را وامی‌گذارد
۲۱
چنان چون روحی
۲۲
که جسد را در پایانِ سفر،
۲۳
تا به هجومِ کرکس‌هایِ پایان‌اش وانهد...
۲۵
□
۲۷
در فراسوهای عشق
۲۸
تو را دوست می‌دارم،
۲۹
در فراسوهای پرده و رنگ.
۳۱
در فراسوهای پیکرهایِمان
۳۲
با من وعده‌ی دیداری بده.
۳۴
اردیبهشتِ ۱۳۴۳
۳۵
شیرگاه
۳۷
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.