احمد شاملو · ابراهیم در آتش

غریبانه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دیری‌ست تا سوزِ غریبِ مهاجم
۲
پا سست کرده است،
۳
و اکنون
۴
یالِ بلند یابویی تنها
۵
که در خلنگزارِ تیره
۶
به فریادِ مرغی تنها
۷
گوش می‌جُنباند
۸
جز از نسیمِ مهربانِ ولایت
۹
آشفته نمی‌شود.
۱۱
من این را می‌دانم، برادران!
۱۲
من این را می‌بینم
۱۳
هر چند
۱۴
میانِ من و خلنگزارانِ خاموش
۱۵
اکنون
۱۶
بناهای آسمان‌سای است و
۱۷
درّه‌های غریو
۱۸
که گیاه و پرنده
۱۹
در آن
۲۰
رویش و پروازِ حسرت است.
۲۲
□
۲۴
بر آسمان
۲۵
اما
۲۶
سرودی بلند می‌گذرد
۲۷
با دنباله‌ی طنین‌اش، برادران!
۲۸
من این‌جا پا سفت کرده‌ام که همین را بگویم
۲۹
اگر چند
۳۰
دور از آن جای که می‌باید باشم
۳۱
زندانیِ سرکشِ جانِ خویشم و
۳۲
بی من
۳۳
آفتاب
۳۴
بر شالیزارانِ دره‌ی زیراب
۳۵
غریب و دلشکسته می‌گذرد.
۳۷
□
۳۹
بر آسمان سرودی بلند می‌گذرد
۴۰
با دنباله‌ی طنین‌اش، برادران!
۴۱
من این‌جا مانده‌ام از اصلِ خود به دور
۴۲
که همین را بگویم؛
۴۳
و بدین رسالت
۴۴
دیری‌ست
۴۵
تا مرگ را
۴۶
فریفته‌ام.
۴۸
بر آسمان
۴۹
سرودی بلند می‌گذرد.
۵۱
۳۱ شهریورِ ۱۳۵۱
۵۳
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.