اشارتی
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
به ایران درودی
۳
پیش از تو
۴
صورتگران
۵
بسیار
۶
از آمیزهی برگها
۷
آهوان برآوردند؛
۸
یا در خطوطِ کوهپایهیی
۹
رمهیی
۱۰
که شباناش در کج و کوجِ ابر و ستیغِ کوه
۱۱
نهان است؛
۱۲
یا به سیری و سادگی
۱۳
در جنگلِ پُرنگارِ مهآلود
۱۴
گوزنی را گرسنه
۱۵
که ماغ میکشد.
۱۶
تو خطوطِ شباهت را تصویر کن:
۱۷
آه و آهن و آهکِ زنده
۱۸
دود و دروغ و درد را. ــ
۱۹
که خاموشی
۲۰
تقوای ما نیست.
۲۲
□
۲۴
سکوتِ آب
۲۵
میتواند خشکی باشد و فریادِ عطش؛
۲۶
سکوتِ گندم
۲۷
میتواند گرسنگی باشد و غریوِ پیروزمندِ قحط؛
۲۸
همچنان که سکوتِ آفتاب
۲۹
ظلمات است ــ
۳۰
اما سکوتِ آدمی فقدانِ جهان و خداست:
۳۱
غریو را
۳۲
تصویر کن!
۳۴
عصرِ مرا
۳۵
در منحنی تازیانه به نیشخطِ رنج؛
۳۶
همسایهی مرا
۳۷
بیگانه با امید و خدا؛
۳۸
و حرمتِ ما را
۳۹
که به دینار و درم برکشیدهاند و فروخته.
۴۱
□
۴۳
تمامیِ الفاظِ جهان را در اختیار داشتیم و
۴۴
آن نگفتیم
۴۵
که به کار آید
۴۶
چرا که تنها یک سخن
۴۷
یک سخن در میانه نبود:
۴۸
ــ آزادی!
۵۰
ما نگفتیم
۵۱
تو تصویرش کن!
۵۳
۱۴ اسفندِ ۱۳۵۱
۵۵
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو